وجره
لغت نامه دهخدا
( وجرة ) وجرة. [ وَ ج ِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث وَجِر، به معنی زن ترسان. ( منتهی الارب ). وجرةو وجراء به معنی خائف و ترسان. ( از اقرب الموارد ).
وجرة. [ وَ رَ / وَ ج َ رَ ] ( ع اِ ) گَوی که جهت شکار وحوش کنند که چون وحوش بر آن گذرد چاه و مغاکی درآید. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج، وجار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گودالی که جهت گرفتن وحوش کنند. ( ناظم الاطباء ).
وجرة. [ وَ رَ] ( اِخ ) بیابانی است میان مکه و بصره. و منزلگاه قوافل است. رجوع به معجم البلدان و ناظم الاطباء شود.
جمله سازی با وجره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برعکس مهایانه و تراوده که میگویند حالت بیداری توصیفپذیر نیست، پیروان وجرهیانه معتقدند که میتوان از راه آیینهای صوفیانه و به یاری وردخوانی Mantra، اشارههای راز آمیز دست معروف به دستنشانهها Mudra و دوایر کیهاننما Mandala با حالت بیداری تماس برقرار کرد و حتی در طول یک زندگی به رهایی از رنجها و بیداری رسید.
💡 "دو مرکز بزرگ بودایی دیگر، فندقستان و تپه سردار (غزنی) مسئله کاملاً متفاوتی است و دوره دیگری از تأثیرات هند بین قرنهای هفتم تا هشتم را نشان میدهد. این بازنماییها موضوعاتی را از مهایانهشناسی نشان میدهد و حتی در مورد سایت اخیر جنبههای وجرهیانه را تصور میکنیم که قبلاً خود را در صومعههای بزرگ هند مانند نالاندا تثبیت کرده بودند."
💡 تخمین زده میشود که بین دو سوم تا سه چهارم جمعیت بوتان پیرو آیین بودایی وجرهیانه باشند که دین رسمی نیز هست. حدود یک چهارم تا یک سوم پیرو هندوئیسم هستند. ادیان دیگر کمتر از ۱٪ از جمعیت را تشکیل میدهند.