فرهنگستان زبان و ادب
{orebody} [زمین شناسی] توده ای پیوسته و مشخص که، به دلیل نوع محتوای کان سنگی، استخراج آن مقرون به صرفه است
{orebody} [زمین شناسی] توده ای پیوسته و مشخص که، به دلیل نوع محتوای کان سنگی، استخراج آن مقرون به صرفه است
💡 گهی شب روز کردم زان دو عارض گهی گل توده کردم زان دو رخسار
💡 ترک من زلف سمن سا چو برخ بربشکست رونق برگ گل و توده عنبر بشکست
💡 بتم که توده مشک تتر ز لاله تر رمانده است دو آهوی مست را بکنار
💡 ز بس که عنبر و مشکست توده بر توده دماغ دانش از اندیشه عنبر آگینست
💡 شود که آتش عشقت بسوزد این تن من برهگذار تو خاک سیاه توده شود
💡 ز توده نافۀ مشک و شمامۀ کافور شده نسیم صبا همچو طلبۀ عطار