وائله

لغت نامه دهخدا

( وائلة ) وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) بطنی است از همدان و هو وائل بن شاکربن ربیعةبن مالک. || بطنی است از عرب. ( منتهی الارب ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن جاریة. این نام در نسب نعمان بن عصر آمده است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن حرث بن بهنة، از طایفه بنی سلیم است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن دول، از طایفه غامد است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن دهمان بن نصربن مطویة از طایفه هوازن است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن سهم بن مرة. از قبیله غطفان است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن طَمَثان از قوم ایاد است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن ظرب. از طایفه عدوان است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن عمروبن شیبان بن محارب، این نام در نسب ضحاک بن قیس فهری آمده است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن قادة. در نسب قرصافة صحابی و نسب عبدالرحمن بن رماحس الکنانی آمده است. ( تاج العروس ).
وائلة. [ ءِ ل َ ] ( اِخ ) ابن مازن بن صعصعة، در زمره اجداد ام نوفل بن عبدالمطلب آمده. ( تاج العروس ).

جمله سازی با وائله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 2. (( من بركه المرئة ابتكارها بالانثى لان اللهقال ((يهب لمن يشاء اناثا.)) (روايت ابن مردويه و ابن عساكر از وائله ).

💡 اعشى همدان: او، عبدالرّحمان بن عبداللّه است، كه به سيزده پشت، به همدان بن مالك بنزيد بن نزار بن وائله بن ربيعة بن الجبار بن مالك بن زيد بن كهلان بن سباء بن يشخببن يعرب بن قحطان مى رسد.