لغت نامه دهخدا
ساعت سنجی. [ ع َ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل کسی که نیک و بد ساعت را می سنجد. تحقیق ساعت سعد. ساعت دیدن:
بزرگ امّید پیش پیل سرمست
به ساعت سنجی اصطرلاب در دست.نظامی ( خسرو و شیرین ).
ساعت سنجی. [ ع َ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل کسی که نیک و بد ساعت را می سنجد. تحقیق ساعت سعد. ساعت دیدن:
بزرگ امّید پیش پیل سرمست
به ساعت سنجی اصطرلاب در دست.نظامی ( خسرو و شیرین ).
عمل ساعت سنج تحقیق ساعت سعد و نحس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیراز یکی از شهرهایی است که به علت لطافت طبع و نکته سنجی ضربالمثل، کنایه و استعاره در محاوره بین افراد به وفور دیده میشود و همین عوامل هستند که لفظ را شیرین و شنونده را بیزار نمیکند. گاه انسان پیرمرد و پیرزنانی را میبیند که دلش میخواهد ساعتها پای صحبت آنان بنشیند و از دریای مثلها و متلهای آنان استفاده کند و خسته هم نشود.