فرهنگستان زبان و ادب
{direct speech act, speech act} [زبان شناسی] گفته ای که با بیان آن کنشی همچون امر یا تهدید یا ترغیب محقق می شود متـ. کنش گفتاری speech act
{direct speech act, speech act} [زبان شناسی] گفته ای که با بیان آن کنشی همچون امر یا تهدید یا ترغیب محقق می شود متـ. کنش گفتاری speech act
گفتهای که با بیان آن کنشی همچون امر یا تهدید یا ترغیب محقق میشود
💡 تا گشود از بهر گفتاری لب خاموش را در شکر آمیخت آن اهل زمرّدپوش را
💡 گوش نشنیده ست گفتاری ازو کز روی طعن کس تواند گفت کاین گفتار چون کردار نیست
💡 بنابراین، فارسی گویش محلی جنوبیترین ناحیه ایران بود که بهعنوان یک زبان گفتاری به تدریج از جنوب به شمال و خاور ایران گسترش یافت و آنگاه در منتهیالیه شمال شرقی ایران به زبان ادبی آن ناحیه تبدیل گردید و از آنجا به باختر و جنوب باختری ایران رفت و سرانجام در بخشی بزرگ از آسیا ریشه دواند.
💡 گرچه در هر چیز گفتاری بود گوینده را هیچ کس را در کمال و فضل او گفتار نیست
💡 قفل الماس بیارید که زخم دل ما سر به سر گشته دهن، بر سر گفتاری هست