چادر سرکردن

لغت نامه دهخدا

چادر سرکردن. [ دَ / دُ س َ ک دَ ] ( مص مرکب ) چادر برسر افکندن. چادر برسر کردن. چادرپوشیدن.

فرهنگ فارسی

چادر بر سر افکندن ٠ چادر بر سر کردن ٠ چادر پوشیدن ٠

جمله سازی با چادر سرکردن

💡 وقتی شجاع با چهار همسرش برای پیک نیک به بیرون رفت و باد چادرش را فرو ریخت، شجاع به خشم آمد و با وحشت هارلان، مردی را که مسئول سرکردن چادرش بود، خواجه میکا، برده ای از شرق آفریقا، به عهده گرفت.

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز