نقد عدل معتزله

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] انکار و یا ثبوت حسن و قبح عقلی از مهمترین مسائل عقلی است که ثمره مهمی در معنی عدل خداوند دارد.عدل الهی از اصول دینی عقاید مذهب حقه شیعه و نیز اصلی از اصول اعتقادی مکتب معتزله است. باید توجه داشت که مخالفین این نظر از عدل الهی، تفسیری غیر از معنی معتزلی نموده اند. با توضیح عدل در سه مکتب اهل حدیث و معتزله و تشیع به اشکالات در محدوده عقاید اهل حدیث و معتزلی اشاره می کنیم.
عدل یکی از صفات خداوند بشمار می رود که نزد امامیه و معتزله، از اصول دین معرفی شده است. دربارۀ دلیل اهمیت عدل و این که چرا یکی از اصول دین شمرده می شود نکاتی ذکر شده است از جمله اینکه عدل الهی منشا بسیاری از عقاید است و اگر این اصل پذیرفته نشود بسیاری از عقائد و گزاره های دینی مانند نبوت، معاد، اختیار انسان و بطلان جبر، حسن تکلیف، غرض و هدف در افعال خداوند قابل توجیه نیستند. در احادیث، عدل در کنار توحید و یکی از پایه های دین مطرح شده است که نشان دهنده اهمیت این مساله در اعتقادات است. امام صادق (علیه السّلام) دراین باره چنین فرمودند:«ان اساس الدین التوحید والعدل» به درستی که اساس دین، توحید و عدل است.امامیه و معتزله با اهل حدیث و اشاعره دربارۀ عدل الهی، اختلاف شدیدی داشتند، و به دلیل اهمیت و تاثیر این مساله به تقسیم بندی مکاتب کلامی و اعتقادی بر این اساس پرداختند.از این رو به امامیه و معتزله، عدلیه یا اصحاب العدل و التوحید گفته می شود.
معنای عدل
مفهوم عدل در ارتکازذهنی هرانسانی وجود دارد وبه همین دلیل عقل حکم به خوبی آن می کند که در مقابل ظلم و جور قرار دارد. دراین صورت معنای عدل رعایت و اعطاء نمودن حقوق هر صاحب حقی می باشد. در مورد خداوند عدل به معنی تنزیه خداوند از ارتکاب فعل قبیح است. در این صورت معنی قبح مفهومی گسترده تر از ظلم را شامل می شود و ضرورتا عدل الهی منحصر در مفهوم مخالف ظلم نیست بلکه خداوند از تمام افعال و شئون قبیح مبرا است؛ چه ظلم باشد چه ظلم نباشد ولی باید توجه داشت که نفی ظلم از ساحت خداوند شانی از شئون اثبات عدل است.
اقسام عدل
تقسیم بندی در بحث عدل الهی
← عدل تکوینی
...

جمله سازی با نقد عدل معتزله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنا به آنچه گفته اند ((زيديه )) در اصول اسلام، مذاق معتزله و در فروع، فقه ابىحنيفه رئيس يكى از چهار مذهب اهل سنت را دارند. اختلافات مختصرى نيز در پاره اى ازمسائل در ميانشان هست (107).

💡 و نيز اشاره اى داشتيم به اينكه جهميه و معتزله همه روايتهايى كهاهل حديث آنها را احاديث صفات خدا مى دانند و در آن تصريح شده است به اعضا و جوارحداشتن خدا و انتقال خداوند از مكانى به مكان ديگر، آنچنانكه محدثين معناى ظاهرى همه رامى پذيرفتند، نمى پذيرفتند.

💡 و اما معتزله معتقد شده اند به افضليت ملائكه از بشر واستدلال كرده اند به ظاهر آيه (و لقد كرّمنا بنى آدم - تا آنجا كه مى فرمايد - (وفضّلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا) كه تقريب استدلالشان در تفسير آيه گذشت.

💡 در عصر سيد مرتضى (355 - 436 ه‍ ق.) كه يكى از برجسته ترين شاگردان شيخ مفيدبود. تعارض انديشه هاى كلامى شيعه و معتزله، نمود بيشترى يافت. بخصوص سيدمرتضى در عقل گرايى، تمحض بيشترى داشت. او، حتى آراى شيخ مفيد را در امامت و مباحثعقيدتى ديگر، به نقد كشيد. قطب الدين راوندى، بهنقل سيد بن طاووس، اثرى را در رابطه با موارد اختلاف آراى شيخ مفيد و سيد مرتضىتدوين كرده كه به 95 مساءله مى رسد.

💡 آنچه معتزله بر آنند وجوب پذيرش توبه كامل بر خداست و اشاعرهقبول توبه كامل را تفضل محض مى دانند. شيخ مفيد و شيخ طوسى قدس سره مبناىتفضل را پذيرفته اند و علامه حلى در برخى از كتابهاى كلامى خويش ‍تفضل را ترجيح داده و محقق طوسى در برخى نوشتارهاى خود چون تجرد توقف كرده ومرحوم شيخ بهائى در اربعين خود نظر مفيد و طوسى قدس ‍ سره را استظهار كرده ودليل وجوب قبول را مدخول و معيب دانسته است.(1012)

💡 معتزله خدا را خالق اعمال انسان و حیوان نمی‌دانند و عباد را در فعل حسنات و سیّئات، مستقلّ دانسته‌اند و ارادهٔ حقّ را دخیل در امور بندگان نمی‌دانند و می‌گویند:افعال عباد، مخلوق خود آنان است و اعمال و افعال حیوانات دیگر نیز، مربوط به قدرت خدا نیست.