محنت اور

لغت نامه دهخدا

( محنت آور ) محنت آور. [ م ِن َ وَ ] ( نف مرکب ) که محنت آورد. که رنجور و غمین سازد. که موجب درد و غم و اندوه گردد. که سختی دهد.

فرهنگ فارسی

( محنت آور ) که موجب درد و غم و اندوه گرددد

جمله سازی با محنت اور

💡 زهی زمانه که بعد از هزار محنت و رنج مرا نهاده ز مدح تو در دهان گوهر

💡 پادشاهى با غلام عجمى در كشتى نشسته بود. غلام هرگز دريا نديده بود و محنت كشتىنيازموده؛ گريه و زارى آغاز كرده و لرزه بر اندامش افتاد. چندان كه ملاطفت كردند آرامنيافت.

💡 ديدار با يوسف رخ نداد، مگر پس از رنج ها و محنت هاى فراوانى كه برادران اش به جانكشيدند و خون دل هايى كه يعقوب در فراق يوسف خورد و اشك هايى كه بر هجران اوفرو ريخت.

💡 در دل بوالهوس ار ذوق محبت می‌بود عاشق از رشک گرفتار چه محنت می‌بود

💡 بعد از آن امام عليه السلام به من فرمود: اى مسيّب ! برخيز و بنشين؛ و ايمان خود راتقويت و كامل گردان، و سپس افزود: من سه روز ديگر از اين دنيا و محنت هاى آن خلاصخواهم شد و به سوى خداوند متعال و مهربان رهسپار مى گردم.(51)

💡 هر که را می‌بینم از کار جهان در محنت است کار ما داریم کز کار جهان آسوده‌ایم

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز