فرهنگستان زبان و ادب
{burning prescription} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] فهرست یا گزارشی مکتوب که در آن اهداف حریق خواسته تعیین شده است
{burning prescription} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] فهرست یا گزارشی مکتوب که در آن اهداف حریق خواسته تعیین شده است
💡 خواست یکی خواسته لیکن نیافت آنکه نمیخواست برد خود شتافت
💡 خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان
💡 گر ز بهر او شود دریای عمان خواسته ور بروی او کند گردون گردان روزگار
💡 كمك و اداى تكليف به نهضت، با تبليغ و انعكاس خواسته هاى ملت
💡 آن گاه ابراهيم عليه السلام از او پرسيد: حالا بگو ببينم چه چيزى از خدا خواسته اى كهاو براى تو برآورده نكرده است ؟
💡 ساده تر بگويم: خواسته اند بگويند ضعف و ذلت ما سبب فتنه ستمكاران است، ولىبه جاى اينكه رفع سبب را بخواهند رفع غرض و مسبب را خواسته اند.