درشت پسند
متضادها
ریزپسند
لغت نامه دهخدا
درشت پسند. [ دُ رُ پ َ س َ ] ( نف مرکب ) کنایه از دشوار پسند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ):
ورنه، نه آن درشت پسند است روزگار
کو روزگار خویش به هر کس کند هدر.انوری.|| کنایه از مردم کثیف طبع. ( برهان ). || احمق و ابله. || روستایی. || بی ادب.( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کنایه از دشوار پسند کنایه از مردم کثیف طبع احمق و ابله روستایی
جمله سازی با درشت پسند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یحیی بیگناه را چو بکشت گشت بر وی زمانه تنگ و درشت
💡 چو خسرو نباشد ورا یاروپشت ببیند ز من روزگار درشت
💡 اگر خواهی ملایم نفس را، تن در درشتی ده که سوهان زود ناهموار را هموار می سازد
💡 نه بی باد و نه نیز بادی درشت چنین باشد آن کس که یزدانش پشت
💡 مکن ای نرم زن با من درشتی که ما بر خشک میرانیم کشتی
💡 بمالید بر چینیان بر درشت هزاران بخست و هزاران بکشت