لغت نامه دهخدا
خیر ادرنوی. [ خ َ اَ دِ ن َ ] ( اِخ ) عبدالرحمن بن حسین. او راست: «رئیس المسافرین » بزبان ترکی که بسال 1045 بپایان آمده است. ( یادداشت مؤلف ).
خیر ادرنوی. [ خ َ اَ دِ ن َ ] ( اِخ ) عبدالرحمن بن حسین. او راست: «رئیس المسافرین » بزبان ترکی که بسال 1045 بپایان آمده است. ( یادداشت مؤلف ).
عبدالرحمن بن حسین اوراست: [ رئیس المسافرین ] بزبان ترکی که بسال ۱٠۴۵ بپایان آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزه آمد ناصر و تقوی و خیر و زهد و بر هست در پیش تو پیش از روزه هر چار آمده
💡 با مرگ گاو نر و خلقت جهان، مبارزه بین خیر و شر آغاز شد: شرایط زندگی انسان اینگونه است.
💡 در شده با شنبلید لاله به عشرت درشده با خیری ارغوان به تماشا
💡 ایزد یکی درخت برآورد بس شریف از بهر خیر و منفعت خلق در عرب
💡 باشگاه فوتبال خیر وحدت (تاجیکی: Хайр) یک باشگاه فوتبال در شهر وحدت، تاجیکستان است که از سال ۲۰۱۰ در لیگ عالی تاجیکستان، بازی کردهاست.
💡 ما نمیدانیم که چگونه داریوش درگذشت و ارشک که در تلاش بود تا جانشین بشود آیا یک غاصب بود یا خیر.