لغت نامه دهخدا
خوش منشی کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مطایبه کردن. شوخی کردن. سر بسر کسی گذاردن.
خوش منشی کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مطایبه کردن. شوخی کردن. سر بسر کسی گذاردن.
مطایبه کردن شوخی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حرفی نشدعیانکهتوان خواند وفهمکرد بسیخامه بود منشی خط جبین ما
💡 از ۱۹ می ۲۰۱۸، تا ۲۸ مارس ۲۰۱۹ او منشی شورای مرکزی حزب «روسیه آینده» بود.
💡 منشی دیوان گردون بس که گردد شرمسار بفکند دیوان و دفتر راه در گیرد همی
💡 (ای کلک منشی «کن » بر آفتاب حسنت اسرار «کنت کنزا» پا تا به سر نوشته)
💡 تو کلک منشی تقدیر بین بدان خوبی نهاده بر سر نون خط تو نقطه ی خال
💡 همچنین کسانی که نمیتوانند رابرت را حضوری ببینند، میتوانند برای رابرت ایمیل ارسال کنند؛ایمیل ها توسط منشی او بررسی و به او گفته می شود.