حجاج ابوحدود

لغت نامه دهخدا

حجاج ابوحدود.[ ح َج ْ جا اَ ؟ ] ( اِخ ) رجوع به حجاج بن عمرو شود.

جمله سازی با حجاج ابوحدود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که همان با همه ملک تو به تاراج رسید! حرمتت در حرم کعبه به حجاج رسید!!

💡 زحمت حجاج دیر از کعبه‌جویان بدتر است ره بسی طی می‌شود، پیرو به باطل می‌برند

💡 همگان در دل شه جای نسازند به نام که به اسم فقط از حاج نباشد حجاج

💡 چون گفتار عبداللّه بن عمر به اينجا رسيد، حجاج پاى خود را از لحاف بيرون آورد وگفت: بيا به جاى دست، پايم را ببوس (31).

💡 پيشگوئيهاى حضرت در مورد معاويه و حجاج و عمربن عبدالعزيز

💡 از خانواده شماست عبدالملك بن مروان كه عادلترين استاندار او، حجاج بن يوسف ملعونبود كه خانه كعبه را خراب كرد.))

گود نایس یعنی چه؟
گود نایس یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
ادعیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز