لغت نامه دهخدا
جاده کوبیدن. [ جادْ دَ / دِ ] ( مص مرکب ) جاده کوبی. راه هموار و استوار ساختن. || در تداول عوام:فلان جاده را کوبیده؛ یعنی بر اوضاع مسلط شده است.
جاده کوبیدن. [ جادْ دَ / دِ ] ( مص مرکب ) جاده کوبی. راه هموار و استوار ساختن. || در تداول عوام:فلان جاده را کوبیده؛ یعنی بر اوضاع مسلط شده است.
( مصدر ) ۱- هموار کردن راهاستوار کردن راه. ۲- براوضاع مسلط شدن: ((فلان خوب را کوبیده ) ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لارو این حشره انگل در سینوس بینی گوسفند رشد میکند که بعد از ذبح گوسفند و هنگام تمیز کردن و شستشوی سر گوسفند (برای پختن) و هنگام کوبیدن سر به زمین از آن خارج میشود.
💡 مانیفست هنر خود-ویرانگر که در سال ۱۹۶۴ توسط گوستاو متزگر نوشته شد، بهعنوان یک سخنرانی برای انجمن معماری ارائه شد و توسط دانشجویان بهعنوان یک «هپنینگ» هنری پذیرفته شد. یکی از دانشجویان کالج ایلینگ متزگر، پیت تاونزند بود، که بعداً از مفاهیم متزگر با عنوان تأثیری بر گیتار کوبیدن معروف او در طول اجرای آهنگ د هو نام برد.
💡 در اندازههای متفاوت ساخته میشود. در قدیم از این ظرف به جای هاون برای کوبیدن و خرد کردن نیز استفاده میشد.
💡 دانهکوب ابزار سنگی دستی است که با هاون مسطحی به نام کابیله استفاده میشود و برای کوبیدن غلات کاربرد دارد.
💡 خالکوبی یک واژه از زبان پارسی میانه است. واژه تاتو نیز در زبان فارسی به کاربرده میشود که در واقع وامواژهای از زبان انگلیسی به حساب میآید. تاتو در سده هجدهم میلادی در زبان انگلیسی پدیدار شد. زبانشناسان معتقدند که تاتو از زبان ساموآیی به معنای کوبیدن وارد انگلیسی شدهاست.
💡 افلاطون به راهبان ارفی اشاره میکند که ثروتمندان را با کوبیدن در در خانههایشان با کتابهای مقدسشان آزار میدادند و از آنها میپرسیدند که آیا میخواهند از گناهانشان پاک شوند یا خیر.