فرهنگستان زبان و ادب
بستار جبری یک هیأت
{algebraic closure of a field, algebraic closure} [ریاضی] گسترشی جبری از میدانی مفروض، که گسترش جبری دیگری به جز خودش ندارد متـ. بستار جبری یک میدان، بستار جبری
بستار جبری یک هیأت
{algebraic closure of a field, algebraic closure} [ریاضی] گسترشی جبری از میدانی مفروض، که گسترش جبری دیگری به جز خودش ندارد متـ. بستار جبری یک میدان، بستار جبری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اجتماع دو رابطهٔ متعدی حتماً متعدی نیست. برای حفظ حالت متعدی یکی باید بستار تعدی باشد. این اتفاق زمانی میافتد برای مثال که اتحاد دو روابط همارزی یا دو preorders. برای به دست آوردن رابطه همارزی جدید یا preorder یکی باید بستار تعدی (یازتابی و تقارن در مورد روابط همارزی—خودکار هستند) باشد.
💡 از فضای توپولوژی، برابر با بستار متمم
💡 ازآنجاییکه DFAها همارز با ماشینهای تعیینناپذیر متناهی NFA هستند، ویژگیهای بستاری بالا با استفاده از ویژگیهای بستاری NFAها اثبات میشوند.
💡 بدست می آید که همان بستار بازتابی رابطه ی
💡 به صورت توپولوژیک، بستار زیرمجموعههایی از
💡 از نسخهٔ ۵٫۳ به بعد میتوان با استفاده از قابلیت بستار (Closure)، توابع بدوناسم را به صورت زیر تعریف کرد: