لغت نامه دهخدا
( امان آباد ) امان آباد. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مشک آباد بخش فرمهین شهرستان اراک، واقع در 54 هزارگزی جنوب خاوری فرمهین و 20 هزارگزی اراک. کوهستانی و سردسیر است و 1205 تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود و محصولش غلات و بنشن و انگورو میوه و چغندرقند و شغل مردم کشاورزی و گله داری و قالیبافی است. مزرعه گنداب جزء این ده است و آثار بناهای قدیمی دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
امان آباد. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مانه بخش مانه شهرستان بجنورد واقع در 15 هزارگزی شمال خاوری مانه، در جلگه واقع شده و گرمسیر است و 47 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه تأمین میشود. محصولش غلات و بنشن و پنبه و شغل مردم زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
امان آباد. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قُل جُق بخش شیروان شهرستان قوچان، واقع در 6 هزارگزی شمال خاوری شیروان و 6 هزارگزی شمال راه شوسه قوچان به شیروان. در جلگه واقع شده و هوایش معتدل است و 136 تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولش غلات و انگورو میوه و شغل مردم کشاورزی و قالیبافی است. گلاب کشی این ده معروف است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
امان آباد. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان تحت جلگه بخش فدیشه شهرستان نیشابور واقع در 55 هزارگزی شمال خاوری فدیشه و یک هزارگزی شمال راه شوسه نیشابور به سبزوار. در جلگه واقع شده و هوایش معتدل است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصولش غلات و پنبه و بنشن و شغل مردم زراعت و کرباس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).