مراری

لغت نامه دهخدا

مراری. [ م َ ] ( ع اِ ) ج ِ مروارة. ( از منتهی الارب ). رجوع به مروارة شود. || ریسمان که از کنب سازند. ( ناظم الاطباء ). || ( ص نسبی ) منسوب به مراره به معنی زهر و زهرة: اسهال مراری. ( یادداشت مؤلف ).
مراری. [ م ُ ری ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به آکل المرار. ( از انساب سمعانی ). رجوع به مُرار شود.

فرهنگ فارسی

ریسمان که از کنب سازند

جمله سازی با مراری

💡 بر اساس تورات، این قبیله به نام لاوی، یکی از دوازده پسر یعقوب (به نام اسرایل) نامگذاری شده است. لاوی با زنی به نام آدینه ازدواج کرد - طبق کتاب یاشیر - و صاحب سه پسر شد: گرشون، کوهات و مراری ( پیدایش 46:11). لاوی همچنین یک دختر به نام یوکابد (Exodus 6:20) داشت.

💡 لاوی با زنی به نام ملکاه دختر آرام ازدواج کرد؛ وی پدر قهات، پدربزرگ عمران و جد اعلای موسی بود. پسران لاوی، بزرگان قبایل گرشوم، قهات و مراری شدند و با یعقوب به مصر رفتند و نسل آن‌ها در زمین جوشن ماندند و بعدها خانوادهٔ کاهنین را به وجود آوردند که لاویان نام گرفت. لاوی در سن ۱۳۷ سالگی در مصر درگذشت.