ابو طالب یزدی شهید مروه

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] «ابوطالب یزدی: شهید مروه»، تألیف سید علی قاضی عسکر، سرگذشت جوان 22 ساله ای به نام میرزا ابوطالب یزدی، فرزند حاج حسین مهرعلی است که در سال 1322ش، به هنگام انجام مناسک حج دستگیر و به دست عمال سعودی اعدام می شود.
نویسنده، انگیزه خود از نگارش کتاب را عبرت گیری از گذشته و بهره برداری از آن در آینده دانسته است.
کتاب، مشتمل بر یک مقدمه و دو بخش کلی است. در بخش اول، گزارش تفصیلی حادثه و موضع گیری های سیاسی پس از آن با ارائه تصاویر مستندات ذکر شده است. در بخش دوم نیز ماجرا به نقل از منابع مکتوب بیان شده است.
نویسنده در مقدمه کتاب به بخشی از آزار و اذیت هایی که شیعیان از روزگار امیر مؤمنان علی(ع) تا به امروز دیده اند، اشاره کرده است. وی تأکید می کند که «بخش عظیمی از این دشمنی ها بدان جهت بود که خلافت نزد علی بن ابی طالب(ع) وسیله ای برای احیای حق و عدل در جامعه و میراندن و از میان برداشتن باطل بود و آن حضرت هرگز نمی خواست به دلیل تداوم یافتن حکومت خود، عناصر ناصالح را در سمت های حساس نظام اسلامی حفظ کند و از ظلم و ستم آنان چشم پوشی نماید و این سیاست روشن و قاطع را از همان آغازین روزهای پذیرش خلافت، صریح و روشن در خطابه های خویش بیان کرد و با مردم در میان گذاشت».
«حرکت به سوی مکه»، اولین عنوانی است که نویسنده پس از مقدمه برگزیده است. وی در ذیل این عنوان، به سرگذشت جوان 22 ساله ای به نام میرزا ابوطالب یزدی، اشاره می کند که در سال 1322ش، با همسرش به قصد تشرف به حج، با پشت سر گذاشتن رنج ها و سختی های فراوان، وارد مکه می شود و پس از انجام عمره تمتع، چند روزی را در مکه می ماند و سپس برای حج تمتع محرم شده، پس از وقوف در عرفات و مشعر و منا روز دهم ذی الحجه برای ادامه اعمال، به مکه بازمی گردد. سپس در یکی از قهوه خانه های کوچک مکه، از غذایی که بعداً احتمال داده شده از گوشت فاسد تهیه شده باشد، استفاده کرده و پس از مدت کوتاهی، برای انجام اعمال وارد مسجد الحرام شده، مشغول طواف می شود. لیکن در اثر گرمی هوا و خستگی راه و نیز استفاده از غذای فاسد، حالت تهوع به او دست داده و برای اینکه با قی کردن، زمین مسجد الحرام را آلوده نسازد، در دامان احرام خود استفراغ کرده و بلافاصله اطراف آن را می گیرد و مراقبت می کند تا روی زمین نریزد.

جمله سازی با ابو طالب یزدی شهید مروه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابو طالب مكى در (قوت القلوب ) گويد: على (عليه السلام ) خرما و نمك را به دستخود حمل مى كرد و مى فرمود:

💡 در اين سال، دو حادثه بزرگ و تأ ثّرانگيز روى داد، يك: مرگ ابو طالب عموى پيغمبرو ديگرى: مرگ خديجه كبرى عليهاالسلام.

💡 مؤ لف: مضمون اين روايت قريب به مضمون روايتى است كه از عطا ومقاتل نقل شده كه: مراد از اين آيه ابو طالب عموىرسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) است، زيرا وى قريش را از آسيب رساندن بهرسول الله (صلى الله عليه وآله و سلم ) بازمى داشت، و در عينحال از آن جناب و از ايمان به او هم دورى مى كرد.

💡 4 - از همه اينها گذشته متن همين احاديث مجعول نشان مى دهد كه ابو طالب ايمان به حقانيتپـيـامـبـر (صـلى اللّه عـليه و آله و سلّم ) داشته، هر چند روى ملاحظاتى بر زبان جارىنـمـى كرده، و مى دانيم ايمان به قلب است و زبان جنبه طريقت دارد، در بعضى از احاديثاسـلامـى، وضـع ابـوطـالب بـه اصـحـاب كـهـف تـشـبـيـه شـده اسـت كـه ايـمـان دردل داشتند هر چند به عللى قدرت اظهار آن را نداشتند.

💡 اين آيه و دو آيه بعدش به بعضى از نعمت هاى بزرگى اشاره مى كند كه خداى تعالىبه آن جناب انعام كرده بود، آرى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) هنوز در شكممادر بود كه پدرش از دنيا رفت، و دو سال بود كه مادرش درگذشت، و هشت ساله بودكه كفيل و سرپرستش و جدش عبد المطلب از دنيا رفت، كه از آن به بعد در تحتتكفل عمويش ابو طالب قرار گرفت.

💡 در پاسخ گفتم: به جهت آن است كه عبداللّه و ابو طالب از يك پدر و مادر بوده اند؛ولى عبّاس، مادرش غير از مادر آن دو نفر بود و فقط از جهت پدر يكى هستند.