لغت نامه دهخدا
گوز بیابانی. [ گ َ / گُو زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ضَبْر.( مهذب الاسماء ). ضَبِر. جوز بری. رجوع به ضبر شود.
گوز بیابانی. [ گ َ / گُو زِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ضَبْر.( مهذب الاسماء ). ضَبِر. جوز بری. رجوع به ضبر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱۰۰۰۰ هکتار (۵ درصد منابع طبیعی) عرصه شامل مناطق بیابانی و دقهای رسی میباشد.
💡 رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید بیابد پاکی مطلق در او هر چه پلید آید
💡 در بیابانی شدم ره گم که گوید عقل کل خضر راهی کو که بنماید ره منزل مرا
💡 بوی خاک یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۸ به کارگردانی علی بیابانی، میباشد که از شبکه یک پخش شد.
💡 زفیض چشم حق بین در بیابانی است جولانم که آنجا هر سیاهی کعبه مقصود می باشد
💡 حساب موج دریا را بیابانی چه میداند؟ صفات عشق را از مردم عاقل چه میپرسی؟