گوارش شهریاران

لغت نامه دهخدا

گوارش شهریاران. [ گ ُ رِ ش ِ ش َهَْ رْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) معده و جگر سرد را و کسی را که بیم استسقا بود سود دارد و اسهال کند. اخلاط آن: شیطرج هندی، پلپل، دارپلپل، قرفه، قاقله صغار، قرنفل، نارمشک،ساذج هندی، نشاسته گندم، مصطکی، قاقله کبار، دارچینی، سنبل، سلیخه، تخم کرفس، نانخواه، تخم بادیان، انیسون، از هر یکی شش درم سنگ، افتیمون، تربد از هر یکی دوازده درمسنگ، سقمونیا ده درمسنگ، شکر طبرزد بیست درمسنگ با انگبین مصفی بسرشند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و رجوع به قانون ابن سینا بخش قرابادین ص 21 شود.

فرهنگ فارسی

معده و جگر سرد را و کسیرا که بیم استسقا بود سود دارد و اسهال کند

جمله سازی با گوارش شهریاران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهریاران را بینی بدر خانه او در شرف پیشتر و بیشتر از تخت و کلاه

💡 با این حال رمون، که دیرتر از بقیهٔ شهریاران به قسطنطنیه رسیده بود، زیر بار پیشنهاد الکسیوس نرفت.

💡 گدای فقر را همت نداند تاخت تا شیراز به تبریز آی و از نزدیک حال شهریاران پرس

💡 ای شاه تاج‌داران وی تاج شهریاران گردون کامکاری خورشید کامکاران

💡 شهریاران ساسانی به عادت هخامنشی تابستان را در هکمتانه (همدان) و زمستان را در تیسفون بودند.

💡 شهریاران فیلسوف (به انگلیسی: Philosopher king) در اندیشهٔ افلاطون کسانی هستند که اگر قرار باشد آرمانشهر او تحقق پذیرد می‌بایست قدرت را در دست بگیرند.