لغت نامه دهخدا
گنبد سیمابگون. [ گُم ْ ب َ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
آستانت گنبد سیماب گون رامتکاست
بنده سیماب دل سیماب شد زین متکا.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 22 ).
گنبد سیمابگون. [ گُم ْ ب َ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
آستانت گنبد سیماب گون رامتکاست
بنده سیماب دل سیماب شد زین متکا.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 22 ).
کنایه از آسمان است
💡 نهنگ صبح لب بگشود و دزدیدند سر، پیشش هزاران سیمگون ماهی در این سیمابگون دریا