لغت نامه دهخدا
گلگونه چرخ. [ گ ُ ن َ / ن ِ ی ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سرخی آسمان پس از غروب آفتاب. ( ناظم الاطباء ).
گلگونه چرخ. [ گ ُ ن َ / ن ِ ی ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سرخی آسمان پس از غروب آفتاب. ( ناظم الاطباء ).
💡 لیک آنجا که شود خلق تو بیاع متاع بر رخش گرد کسادیست چو گلگونه ناز
💡 بدان امید که مشّاطگی کندمه چرخ بگونۀ گل گلگونه داد چندین سال
💡 می کند خون به دل غازه حوران بهشت خون هر کشته که گلگونه دامان تو شد
💡 گلگونه دولت نبود در خور مردان این غازه گری، لایق رخسار زنان است
💡 سیب ذقنی نیست درین باغ که صد بار گلگونه رنگ از رخ ماهت نگرفته است
💡 رحم آر، بر سپیده جام و ز عکس روز گلگونه ضیا برخ آفتاب ده