کشور گشودن

لغت نامه دهخدا

کشور گشودن. [ ک ِش ْ وَ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مملکت گیری کردن. بر کشور دیگران غلبه کردن. کشور دیگری راضمیمه مملکت خود کردن. فتح کشور دیگری کردن. || آغاز پادشاهی کردن. سلطنت کردن:
نخستین خدیوی که کشور گشود
سر پادشاهان کیومرث بود.فردوسی.

فرهنگ فارسی

مملکت گیری کردن. بر کشور دیگران غلبه کردن

جمله سازی با کشور گشودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درست نیست گشودن به خنده لب چندان که خویش را شکند، پسته چون شود خندان

💡 به حرف و صوت مرا متهم مساز که هست دهن گشودن من از خمار خاموشی

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز