لغت نامه دهخدا
کردی کلا. [ ک ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی است در ناتل رستاق از ناحیه نور مازندران. ( سفرنامه مازندران رابینو ص 111 و ترجمه آن ص 149 ).
کردی کلا. [ ک ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی است در ناتل رستاق از ناحیه نور مازندران. ( سفرنامه مازندران رابینو ص 111 و ترجمه آن ص 149 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کردی همین تبدیل در برخی موارد دیده میشود اما هم شکل نخستین امروز کاربرد دارد و هم شکل تغییر یافته:
💡 ز هجران روز من شب گشت و کی بودی چنین روزم شبی گر روز کردی با من آن ماه شب افروزم
💡 گفتم من نمیدانم تو چکار کردی ولی حکم اعدام برایت صادر کردهاند! ما فقط میخواستیم سر به سرش بگذاریم.
💡 غریبی گر گذر کردی بر آن راه بدانستی که کرد آن جا گذر شاه
💡 به مژگان سیَه کردی هزاران رِخنه در دینم بیا کز چَشمِ بیمارت هزاران دَرد برچینم