لغت نامه دهخدا
کراجوب کنار. [ ک َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خرم آباد شهرستان شهسوار. دشتی، معتدل، مرطوب و سکنه آن 140 تن است. آب از رودخانه چشمه کیله. محصولش برنج و مرکبات. شغل اهالی آنجا زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
کراجوب کنار. [ ک َ ک ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خرم آباد شهرستان شهسوار. دشتی، معتدل، مرطوب و سکنه آن 140 تن است. آب از رودخانه چشمه کیله. محصولش برنج و مرکبات. شغل اهالی آنجا زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
💡 چه خوش باشد که باشد در بهارم کنار جوی و سروی در کنارم
💡 لعبت چشمم دمی دور نگردد ز اشک زانک نگیرد کنار مردم دریا ز آب
💡 زسرو او کنار هر خس و خاری گلستان شد همان آغوش ما چون حلقه از بیرون در گردد
💡 کنار خویش دریا کردم از اشک تماشا چون نیایی سوی دریا
💡 خویشتن را چو در کنار گرفت خلق را دور و برکنار نهاد