کافور اسپرم

لغت نامه دهخدا

کافور اسپرم. [ رِ اِ پ َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اقحوان. عبوثران. کافور اسفرم. عبیثران. فریق المسک. ( مهذب الاسماء ). ریحان کافوری: و قوت او [ قوت بهار، عین البقر ] چون قوت کافور اسپرم است که اقحوان خوانندش. ( الابنیة عن حقایق الادویه ). رجوع به اقحوان و عبوثران و عبثیران و فریق المسک شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) اقحوان ریحان کافوری: [ وقوت او ( قوت بهار عین البقر ) چون قوت کافور اسپرم است که اقحوان خوانندش ]. ( الابنیه )

جمله سازی با کافور اسپرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عنبر زلف تو بر کافور می بندد نقاب سنبل خطّ تو بر یاقوت می آرد برات

💡 از دم سرد خزان بر گل صد برگ نرفت آنچه بر زخم من از مرهم کافور آمد

💡 پرده صبح نقاب رخ خورشید نشد چون نهان داغ مرا مرهم کافور کند؟

💡 بر کوه از آن تودهٔ کافور گرانبار خورشید سبک کرد مر آن بار گران را

💡 ابر پیری گشت بر بام و درت کافور بار وز دل سنگ تو صائب آه سردی برنخاست

💡 فرو شستش به گلاب و به کافور چنان کز روشنی می‌تافت چون نور

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز