کارست بازمانده

فرهنگستان زبان و ادب

{relict karst, fossil karst} [زمین شناسی] کارستی قدیمی که پس از تشکیل هیچ گاه با رسوب پوشیده نشده است

ویکی واژه

کارستی قدیمی که پس از تشکیل هیچ‌گاه با رسوب پوشیده نشده است.

جمله سازی با کارست بازمانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز شغل خویش چنان بازمانده‌اند اشیا که ابر هم نکند یاد گریه نیسان

💡 زو طلب کن مرا که فخر من اوست من کی‌ام‌؟ بازمانده لختی پوست

💡 مرا گفت پیری که ای بازمانده که آنگاه گل بودی اکنون گیائی

💡 نه فاخته کز مشک خطت وام گرفت وان مظلمه بازمانده در گردن اوست

💡 ماندهاند حیران درین پرده عجب بازمانده گشتهاند از این سبب

💡 کر به‌خفته بود زیشان بی‌خبر بود مردی بازمانده همچو کر

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز