لغت نامه دهخدا
کارد جراحی. [ دِ ج َرْ را ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نیشتر. نشتر. رجوع به نشتر شود.
کارد جراحی. [ دِ ج َرْ را ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نیشتر. نشتر. رجوع به نشتر شود.
نیشتر نشتر
💡 با وجود تمام این اقدامات این اختلال در صورت بروز به درمان پزشکی از جمله جراحی نیاز دارد تا صد در صد بهبود یابد.
💡 هر دو قربانی زن پلیس بودند (کورین و هاکیما). یکی از ناحیه فک آسیب دید و مجبور شد برای جلوگیری از فلج صورت دومین عمل جراحی را انجام دهد. دیگری دچار «زخم بزرگ صورت» شد و جراحات تهدید کننده زندگی داشت. هر دو به عنوان موارد اورژانسی در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفتند.
💡 پدرش ترتیب عمل جراحی لازم جهت حل این مسئله را داد.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به ورای تخت جراحی، اجارهنشینها، خانه کشیش، عشق اول و هتل ۵۲ اشاره نمود.
💡 داروهای زیر شروع اثر کندتر، طول اثر طولانیتر داشته و برای کاهش درد بعد از جراحی استفاده میشود
💡 بهترین نوع آن تابدار ∗ بوده تا با وارد کردن اندکی فشار به راحتی باز و بسته گردند. با هر باز و بسته شدن در، شمار زیادی میکروارگانیسم وارد محدوده و موضع جراحی میگردد که ممکن است از راه لباسها و وسایل و تجهیزات جراحی به موضع عمل راه یابند.