چشمه ٔ تدبیر

لغت نامه دهخدا

چشمه تدبیر. [ چ َ /چ ِ م َ / م ِ ی ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از مغز سر آدمی. منبع عقل و قوه متفکره. ( برهان ). کنایه از مغز سر و قوه متفکره. ( آنندراج ). مغز سر آدمی، چه منبع عقل و قوه متفکره است. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از مردم حکیم و صاحب تدبیر هم هست. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). شخص باتدبیر. ( آنندراج ).

جمله سازی با چشمه ٔ تدبیر

💡 چون عمر بشد زادِ رهم از «چه کنم» تدبیر گشادِ گرهم از «چه کنم»

💡 هر چه عقل و اراده کامل تر باشد، فعالیت‌های تدبیری انسان بیشتر است هر چه افق حیوانیت نزدیک باشد فعالیت‌های التذاذی بیشتر است.

💡 تدبیر چیست کز پی تدبیر آن کنون چون شمعم اندر آتش و چون شکر اندر آب

💡 دنیل در هیئت جدید کار ساخت سلاح را پیش می‌برد و تدبیری می‌اندیشد که باز به دست اس‌جی-۱ افتد.

💡 چون کارها موافق تقدیر می‌شود ابله کسی که غره به تدبیر می‌شود

💡 فصل پنجم در تدبیرات چیزهائیکه در این صنعت بدان محتاج‌اند و آن را بکار دارند

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز