چاه گرگی

لغت نامه دهخدا

چاه گرگی. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان طیبی سر حدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان که در یازده هزارگزی جنوب خاوری قلعه رئیسی واقعشده. کوهستانی، سردسیر و مالاریائی است و صد تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات، پشم و لبنیات، شغل اهالی زراعت و حشم داری، صنایع دستی بافتن قالی، قالیچه و پارچه و راهش مالرو است. ساکنین این ده از طایفه طیبی میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با چاه گرگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون گرگی و آنگه میش باشی وزین عُجب و منی درویش باشی

💡 که آخر ما نه زانسان سست راییم که هر ده تن به گرگی بس نیاییم

💡 جان که اندر وصف گرگی ماند او چون ببیند روی یوسف را بگو

💡 مگر گرگی همه کس را زیانکار مگر دیوی ز نیکی گشته بیزار

💡 لیکن چو به دام خویش آوردت گرگی است به فعل و زشت کفتاری

دوچین یعنی چه؟
دوچین یعنی چه؟
لز یعنی چه؟
لز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز