لغت نامه دهخدا
پست بریدن. [ پ َ ب ُ دَ] ( مص مرکب ) از بن و بیخ بریدن. رجوع به پست شود.
پست بریدن. [ پ َ ب ُ دَ] ( مص مرکب ) از بن و بیخ بریدن. رجوع به پست شود.
💡 ازان ترّست و تازه بر سر راه که این دم زین بریدن نیست آگاه
💡 راه تو رفتن خوش است و روی تو دیدن در شجر از جلوه تو گاه بریدن
💡 بیابانی ست هایل کعبه مقصود را در ره که بی قطع امید از خود بریدن نیست امکانش
💡 ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم زان خار شدم کز تو بریدن نتوانم
💡 این راز شگرف پی ببردن وانگاه ز خویش پی بریدن
💡 به کین بازگشتن بریدن ز دین کشیدن سر از آسمان و زمین