فرهنگستان زبان و ادب
{exhaust back pressure,back pressure} [قطعات و مجموعه های خودرو] هرگونه فشاری که مانع از خروج دود از موتور می شود
{exhaust back pressure,back pressure} [قطعات و مجموعه های خودرو] هرگونه فشاری که مانع از خروج دود از موتور می شود
💡 آن روز که ما و دل ز مادر زادیم دایم ز فشار درد و غم ناشادیم
💡 تن جحیم آلود کردی دل به جنت بر منه تو کجا خود مرد آن جائی هم اینجا پی فشار
💡 اگر فایز بود مدفون آن خاک نه بیمش از سوال و نه فشار است
💡 از تشنگی ز بس که شدم خشک چون سبو تنگ از فشار دست نگردد گلوی من
💡 منم بهشت خدا لیک نام من عشق است که از فشار رهد هر دلی کش افشردم
💡 بسکه ما را عافیت آیینهدار آفت است آشیان هم جز فشار پنجهٔ شاهین نشد