فرهنگستان زبان و ادب
{dorso-uvular} [زبان شناسی] ویژگی آوایی که در تولید آن بدنۀ زبان به ملاز نزدیک می شود یا در تماس با آن قرار می گیرد
{dorso-uvular} [زبان شناسی] ویژگی آوایی که در تولید آن بدنۀ زبان به ملاز نزدیک می شود یا در تماس با آن قرار می گیرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکس به زبانی سخن عشق تو راند عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه
💡 دلم پر است، دم نزع شکوه تا نکنم؛ بپرس حال مرا، تا مرا زبانی هست!
💡 ز مشتاقان اگر تاب سخن بردی نمیدانی محبت می کند گویا نگاه بی زبانی را
💡 بنا میزد دلی چون شیر دارم زبانی بر سخنها چیر دارم
💡 در این شیرین دهان از بخت شورم عجب نبود بدان تلخی زبانی
💡 باری چو مرا زبان گویائی نیست هم خامه که او سر و زبانی دارد