فرهنگستان زبان و ادب
{sailmaker’s splice, round splice} [حمل ونقل دریایی] هم بافی که در آن رشته های طناب با بافت طناب هم راستاست
{sailmaker’s splice, round splice} [حمل ونقل دریایی] هم بافی که در آن رشته های طناب با بافت طناب هم راستاست
💡 گرم شد می آنچنان در سینه ساغر که شد بادبان کشتی دریای آتش هر حباب
💡 دور ساغر بی هوای ابر پا در گل بود بادبان کشتی می ابر دریا دل بود
💡 طوفان به بادبان ننهفته است هیچ کس بر روی شید، پرده سجاده چون کشیم؟
💡 تپاختر بادبان یک ستاره است که در صورت فلکی بادبان قرار دارد.
💡 نه فلک در کشتی اقبال او یک بادبان وز کف دریا نهادش هفت دریا یک حباب
💡 سفینه از مدد بادبان رسد به کنار به روی کشتی می جلوه حباب خوش است