نکو فالی

لغت نامه دهخدا

نکوفالی. [ ن ِ ] ( حامص مرکب ) نکوفال بودن. رجوع به نکوفال شود.

فرهنگ فارسی

نکو فال بودن.

جمله سازی با نکو فالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملوک فالی کز لفظ شاعران شنوند خجسته دارند ای زینت ملوک جهان

💡 بازم افکند ز پا شکل همایون فالی باز بر خاک رهی قرعهٔ صفت گردیدم

💡 بر نام قاصدی که فرستاده ام به دوست فالی زدم که مقدم قاصد به خیر داد

💡 یاران به دور خطّش فالی اگر گشایند بر نام من ز اوّل حرف جنون برآید

💡 فرخنده بود روز هر آن کس‌ که به شبگیر از روی تو و رای ملک‌ گیرد فالی

💡 چون چشم گشادی به جهان زود فروبند این فال نه فالی است که بر هم نگذاری

آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز