لغت نامه دهخدا
نکته پرگار. [ ن ُ ت َ / ت ِ ی ِ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سخن دقیق و دلپذیر باشد ( ؟ ). ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
نکته پرگار. [ ن ُ ت َ / ت ِ ی ِ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از سخن دقیق و دلپذیر باشد ( ؟ ). ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).
کنایه از سخن دقیق و دلپذیر باشد ٠
💡 زمین هند به چشمش چو نقطه خرد نمود به گردش اندر لشکر براند چون پرگار
💡 چو آسیا و چو پرگار گرد خویش مگرد که نبود این، به ره دین، زپای برجایی
💡 در اسلام، دایره نماد «جلال خداوندی» است و در مسیحیت پرگار بیانگر «ابتکار آفرینش» از سوی خدای پدر است.
💡 پرگار صفرزن (ریززن)، گونهای از پرگار است که با آن میتوان دایرههایی به شعاع بسیار کوچک ترسیم کرد.
💡 دل سرگشته از حق نیست غافل، هر کجا گردد زمرکز گردش پرگار کی غافل تواند شد؟
💡 نظریهٔ پرگار تام را در آثار این دانشمندان عربینویس میتوان یافت: