لغت نامه دهخدا
نشاطپذیر. [ ن َ / ن ِ پ َ ] ( نف مرکب )طرب پذیر. شادمان. مسرور. مبتهج. محظوظ:
سبزه در زیر او چو سبز حریر
دیده از دیدنش نشاطپذیر.نظامی.
نشاطپذیر. [ ن َ / ن ِ پ َ ] ( نف مرکب )طرب پذیر. شادمان. مسرور. مبتهج. محظوظ:
سبزه در زیر او چو سبز حریر
دیده از دیدنش نشاطپذیر.نظامی.
طرب پذیر. شادمان. مسرور. مبتهج. محفوظ.
💡 آرامش روح و اطمينان خاطر و نشاط معنويت و روحانيت به آنها مى بخشد، و هماهنگ با صفا ومعنويت فرشتگان الهى كه با آنها همدمند مى سازد.
💡 تنها اثر منثور عبدالله میرزا، کتابی طنزآمیز است که در سال ۱۲۶۱ قمری به پایان رسیده و به دو نام قانون و بساط نشاط شهرت دارد.
💡 گياه مى رويد، ستاره چشمك مى زند، خوررشيد گرمى و حرارت مى بخشد، قوانين خلقتبه درستى و در مسيرى مطلوب، انجام وظيفه مى كنند، همه جا تلاش، همه جا حركت، همهجا شور و نشاط، اينها براى چيست ؟ از كجا آمده اند؟ و از كدامين قدرت منشاء گرفته اند؟
💡 به می نشاط جوانی به دست نتوان کرد سرور باده کجا، نشئهٔ شباب کجا
💡 صلای عیش همی آیدم ز یاران، لیک دلم نماند که سوی نشاط و نوش رود
💡 اگر زمانه بنای ستم کند، چه علاج می نشاط مرا ساز غم کند، چه علاج