نان بیار

لغت نامه دهخدا

نان بیار. ( نف مرکب ) نان آور. نان آورنده. نان پیدا کن. آنکه معاش خانواده را تأمین کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) نان آور

جمله سازی با نان بیار

💡 ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب بنای عقل مگر گردد از شراب خراب

💡 وفای کس بوفای نگار ما نرسد بحسن و خلق و وفا کس بیار ما نرسد

💡 کسی که نزد تو این نظم بر زبان راند تو دست سوی دهانش برو بیار شکر

💡 بلب رسید مرا جان، مده دمم زین بیش پیام یارچه داری؟ بیار، هان برسان

💡 بیار باده که اندر خمار خمارم خدا گرفت مرا زان چنین گرفتارم

💡 ای باد! اگر روی، به سر کوی دلبرم همراه خود بیار، به من بوی دلبرم