لغت نامه دهخدا
ملایک منظر. [ م َ ی ِ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) ملایک دیدار. فرشته طلعت. زیباروی:
سرورفتاری صنوبرقامتی
ماه رخساری ملایک منظری.سعدی.
ملایک منظر. [ م َ ی ِ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) ملایک دیدار. فرشته طلعت. زیباروی:
سرورفتاری صنوبرقامتی
ماه رخساری ملایک منظری.سعدی.
( صفت ) فرشته دیدار زیبا منظر: [ سرو رفتاری صنوبر قامتی ماه رخساری ملایک منظری. ] ( سعدی. کلیات. چا. معرفت ۵۹۱ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو بودی عکسِ معبودِ ملایک از آن گشتی تو مسجودِ ملایک
💡 از دار و گیر عشق، ملایک مسلمند صید حرم چه قدر شناسد کمند را؟
💡 چو سرّ دیدند اینجا سجده کردند ملایک جملگی این گوی بردند
💡 ملایک با طبقهای نثارش ستاده جمله از جان دوستدارش
💡 جمله از حق گویم و از کار او تا ملایک بشنوند اسرار او
💡 خواست تا خیل ملایک سر به سر نه خبر یابند از جان نه اثر