مرغزار شیدان

لغت نامه دهخدا

مرغزار شیدان. [ م َ زا رِ ] ( اِخ ) نام چمنی است معمور و آبادان در فارس و گفته اند بهشت دنیا چهار است غوطه دمشق و سغد سمرقند و شعب بوان و نهرابله، ولی صاحب تاریخ فارس چهارم آن را مرغزار شیدان ذکر کرده است. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ).

جمله سازی با مرغزار شیدان

💡 آویا یک واژه تالشی به‌معنی چمنزار، مرغزار یا دشت پهن و بزرگ (یا آوو به‌معنی گیلاس) و رود همان رودخانه است.

💡 «... و مرغزار کمه و سروات، از جمله مرغزارهاء معروف نیست امّا چهار پا را عظیم سود دارد.»

💡 چرای مردم در مرغزار همت تست ازان به روی بهی باشد و به جسم ثمین

💡 «... و مرغزار کمه و سروات، از جمله مرغزارهاء معروف نیست امّا چهار پا را عظیم سود دارد.»

💡 ها صید من تویی چه گرایم به سوی صید صیدی به حضرتست که در مرغزار نیست

💡 داس زرّین است کاندر مرغزار افتاده است لاله زرد است کز نیلی سفال آمد پدید