لغت نامه دهخدا
لله ونگه. [ ل َ ل َوَ گ َ ] ( اِخ ) موضعی در 4میلی میان خرما در مازندران. ( مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 61 ).
لله ونگه. [ ل َ ل َوَ گ َ ] ( اِخ ) موضعی در 4میلی میان خرما در مازندران. ( مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 61 ).
موضعی در ۴ میلی میان خرما در مازندران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ چون استاد پیشش یک دمی سر برآورد ونگه کردش همی
💡 چشم ترا ز میکده قسمت ازل نزدیکی دل ونگه دور داده اند
💡 نماشون صحرا مه ونگه ونگه خدا شهمیرزادی بیمه
💡 بگیر ونگه دار وخانش بسوز به فرخ پی وفال گیتی فروز