لغت نامه دهخدا
لطف اﷲ حکیم. [ ل ُ فُل ْ لا هَِ ح َ ] ( اِخ ) متخلص به لطف. در فن طبابت ماهر بود و این بیت او راست:
آنقدر محو تماشای جمالش گردیم
که خود از خاطر خود نیز فراموش شویم.( قاموس الاعلام ترکی ).
لطف اﷲ حکیم. [ ل ُ فُل ْ لا هَِ ح َ ] ( اِخ ) متخلص به لطف. در فن طبابت ماهر بود و این بیت او راست:
آنقدر محو تماشای جمالش گردیم
که خود از خاطر خود نیز فراموش شویم.( قاموس الاعلام ترکی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حکیم از چنان خواهش زیر کان برون جست روشن چو تیر از کمان