لذت گستر

لغت نامه دهخدا

لذت گستر. [ ل َذْ ذَ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) لذت بخش:
مغز خود از مرتبه خوش برتر است
برتر است از خوش که لذت گستر است.مولوی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) لذت بخش: مغز خود از مرتب. خوش برتر است برتر است از خوش که لذت گستر است. ( مثنوی لغ. )

جمله سازی با لذت گستر

💡 عدل گستر در این جهان امروز تا که فردا شوی شه پیروز

💡 بمن چنان بود اندر نهفت صورت حال که میر سیر شد از بندۀ سخن گستر

💡 به دست جود گستر در خراسان معزی را تو کردی شُکر گستر

💡 باید ز رقیبان سخنی گفت به ناچار تا لعل سخن گستر او در سخن آمد

💡 درآن انجمن بود مردی پلید که چشمی چو او کینه گستر ندید

💡 قصه کوته جامی اهل فضل را کشت امید از سحاب لطف شاه عدل گستر تازه شد