غیر مستقلات عقلی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ـــ غیر مستقلات عقلی احکام شرعی هستند که عقل با کمک شرع به آن ها دست می یابد. ـــ به مُدرَکات عقلیِ نیازمند به شرع در استنباط حکم شرعی «غیر مستقلات عقلی» اطلاق می شود.
غیر مستقلات عقلی، مقابل مستقلات عقلی بوده و به قضایایی گفته می شود که مدرک آن ها عقل است و در صورت انضمام مقدمه شرعی به آن ها، صلاحیّت استنباط حکم شرعی از آن ها وجود دارد.
نقش عقل
در غیر مستقلات عقلی، حاکم علی الاطلاق عقل نیست، بلکه عقل همواره صغرای قیاس را از شرع می گیرد و سپس حکم به ملازمه عقلی، میان حکم صغری و حکم شرعی دیگر می نماید، مثل این که شرع مقدس در جایی به وجوب شرعی ذی المقدمه حکم می نماید، و چون انجام ذی المقدمه بدون به جا آوردن مقدمه آن امکان ندارد، عقل، با درک این ملازمه، حکم وجوب شرعی مقدمه را کشف می کند.
نمونه
برای نمونه، شارع به جا آوردن حج را بر مکلفان واجب کرده، ولی درباره پیمودن مسافت تا مکه معظمه، حکم صریحی ندارد؛ در این جا عقل می گوید نظر به این که میان ادای فریضه حج و طی مسافت، ملازمه عقلی است، پس حکم شارع مبنی بر وجوب ذی المقدمه (حج)، مستلزم حکم به وجوب مقدمه (طی مسافت) نیز هست.
کاربرد فقهی
...
[ویکی فقه] غیر مستقلات عقلی (اصول).
...

جمله سازی با غیر مستقلات عقلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و مانند آن مخصوص مسائلى است كه در پرده ابهام باقى مانده و نياز به تبيين وروشنگرى دارد، و مسلما مستقلات عقلى را شامل نمى شود، زيرا زشتى ظلم و خوبى عدالتموضوع مبهمى نيست كه نياز به تبيين داشته باشد.

💡 3 همه معرفتها و اثباتهاى ياد شده وصف عقل است؛ زيرا فهميدن تنها كارعقل است؛ خواه مفهوم و معلوم را هم خود كشف كرده باشد، مانند مستقلات عقليه كه در اينجاعقل استدلالى هم صراط است و هم سراج؛ يعنى صراط مستقيم دين را به روشنى كشف وارائه مى كند و خواه مفهوم و معلوم را نقل بيان كرده باشد وعقل فقط آن را از متن مقدس منقول بفهمد كه در اين جاعقل فقط سراج است، نه صراط، بلكه نقل صراط است وعقل سراج صراط.

💡 2- در سيستم كاپيتاليستى هر فرد مى تواند از دارايى خويش بهر نحوى كه بخواهدبهره گيرد كنى و از آن استفاده ببرد فى المثل مستقلات خود را داد و ستد كند اجاره دهد ويا متروكه بگذارد و بلا استفاده رها كند، اين سيستم به مالك همه نوع آزادى در حركتاقتصادى مى دهد. مالك مى تواند هر طور كه بخواهد از سرمايه خود بهره ببرد، هرحرفه اى كه دوست دارد به وسيله سرمايه اش راه اندازى كند.

💡 2 - مراد از تكذيب سابق تكذيب اصول دين و معارفى است ازقبيل توحيد، معاد، حسن - عدالت، زشتى ظلم و ساير مستقلات عقلى كه اختلافى در آن نيست، و مراد از تكذيب بعديشان تكذيب جزئيات و فروع دين است، و معنايش اين است كه:(فما كانوا ليومنوا اينها به اين شرايع و فروع دين ايمان نخواهند آورد، چونقبل از اين يعنى آن موقعى كه دعوت دينى كلى و اجمالى بود، ايمان نياوردند).

💡 بعضى از مفسران و محدثان چنين پنداشته اند كه آيه فوقدليل بر اين است كه مستقلات عقليه (آنچه را انسان بدون حكم شرع از طريقعقل خود درك مى كند، همانند زشتى ظلم و خوبى عدالت و يا بدى دروغ و سرقت و تجاوز وقتل نفس و مانند اينها) تا از طريق شرع تبيين نگردد كسى در برابر آنها مسئوليت ندارد.

💡 2- شكر نعمت، واجب عقلى و كفران آن، حرام عقلى است. زيرا ولى نعمت، به سبب نعمتى كهدر اختيار متنعم قرار مى دهد، حقّى بر او پيدا مى كند كه بايد از عهده اين حق برآيد؛ زيرااداى حق، عدل و ترك آن ظلم است. و حسن عدل و قبح ظلم، از مستقلات عقلى است.