لغت نامه دهخدا
غیاث طبیب. [ ث ِ طَ ] ( اِخ ) رجوع به غیاث الطبیب شود.
غیاث طبیب. [ ث ِ طَ ] ( اِخ ) رجوع به غیاث الطبیب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چمن طراز وفا میرزا غیاثالدین که دولتش ز عنان و رکاب میجوشد
💡 غیاث ملت و دین کافتاب دولت او ز خاک یزد ضیا تا به عرش یزدان داد
💡 ایا غیاث ضعیفان و غیث درویشان به باغ مدح تو بر شاخ معرفت بارم
💡 غیاث دولت و دین هندوی مبارک رای که مثل او بهنر نیست در زمانه او
💡 سحاب جود و سخا محیط علم و عمل سپهر مجد و بها غیاث ملک و ملل
💡 مرا ز آدم خاکی چو ضم بود میراث کجاست دامن ساقی کزو رسم به غیاث