لغت نامه دهخدا
غله جین.[ غ َ ل َ / ل ِ ] ( ص ) در لهجه طبری به معنی ابلق. رجوع به ابلق و واژه نامه طبری چ دکتر صادق کیا شود.
غله جین.[ غ َ ل َ / ل ِ ] ( ص ) در لهجه طبری به معنی ابلق. رجوع به ابلق و واژه نامه طبری چ دکتر صادق کیا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر تقدیر قانون غله، آزاد مردان تهیدست روم را از پشتیبانان وابسته آریستوکراسی به مدافعان برادران گراکوس و بعدها گایوس ماریوس و قیصر (سزار) مبدل کرد.
💡 همچنین مستوفی این آبادی را ویران و هوایش را گرم توصیف کرده که محصول آن غله بودهاست.
💡 «آبش از فیض رود کر است و در آنجا غله و انگور بسیار بود و مواضع بیشمار از توابع آنجاست.»
💡 بستان خدای است، چنان دان که، شریعت پر غله و پر کشته درختان فراوان
💡 فراز گنبد سیمینش بنشینم به کام دل ز زر و سیم گنبد را به کام او دهم غله
💡 غله بی گاو و زر خواجه زراعت میکنی کز زراعت هر که را زر نیست برخوردار نیست