غرور براراستن
لغت نامه دهخدا
( غرور برآراستن ) غرور برآراستن. [ غ ُ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از خیال فاسد کردن ( است ). ( آنندراج ):
غروری چه باید برآراستن
نه بر جای خویش آرزو خواستن.نظامی ( از آنندراج ذیل آرزو خواستن ).مغرور شدن. نخوت و تکبر داشتن.
فرهنگ فارسی
( غرور بر آراستن ) کنایه از خیال فاسد کردن
جمله سازی با غرور براراستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنوز عشق تو دارد سرم چه جای فراغ هنوز داغ تو دارد دلم چه جای غرور
💡 درین زیانگاه برق حاصل غرور طبع است و خلق غافل به صدگداز ارکنی مقابل که سنگ ز آتش خبر ندارد
💡 شکست ساغر پیمان و از خمار غرور دلش به سینه بجوشید همچو باده به دن
💡 حتى پيشنهاد نكردند ما را نزد او ببر، چه جهل و غرور و تكبرى اين انسان بى مغز دارد؟!
💡 از سوى ديگر اين مواهب هر چه هست زودگذر است، اما آنها پايدار و جاودانى است، كدامعقل اجازه مى دهد كه انسان از چنين معامله پرسودى صرفنظر كند يا گرفتار غرور و غفلتشود، و زرق و برقها او را بفريبد؟!
💡 روز افتخار به اوتیستیک یک جشن افتخاری برای افراد اوتیستیک است که در 18 ژوئن هر سال برگزار می شود. غرور اوتیستیک اهمیت غرور برای افراد اوتیستیک و نقش آن را در ایجاد تغییرات مثبت در جامعه بزرگتر تشخیص میدهد.