غالیه بخش

لغت نامه دهخدا

غالیه بخش. [ ی َ / ی ِ ب َ ] ( نف مرکب )غالیه بار. آنچه بوی خوش دهد: نفحات گلزارش غالیه بخش زلف عروس. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 28 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنچه غالیه پاشد غالیه بخش. ۲ - بوی خوش دهنده.

جمله سازی با غالیه بخش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرق کردن نتوان سرو سهی را ز قدش گر به فرقش بود از غالیه تر کاکل

💡 نرگست از غالیه صدتیر دارد در کمان لاجرم گلبرگ تو در زیر مشکین جوشنست

💡 در دلم می گذرد کاین دم جان پرور صبح زان دو مشگین رسن غالیه سا می آید

💡 فراز سرو و گلت سایبان مشکین بس رقم ز غالیه بر عارض چو ماه مکن

💡 روی ترا به غالیه کردن چه حاجتست او را چنانکه هست بدو دست بازدار

💡 به تحفه از بر مشاطگان او هر دم برند غالیه حوران برای زیب جمال