لغت نامه دهخدا
علی سهمی. [ ع َ ی ِ س َ ] ( اِخ ) ابن ماجده سهمی. مکنی به ابوماجدة. وی از صحابه بود و از ابوبکر وعمر روایت کرد. ( از الاصابه ابن حجر ج 5 قسم سوم ).
علی سهمی. [ ع َ ی ِ س َ ] ( اِخ ) ابن ماجده سهمی. مکنی به ابوماجدة. وی از صحابه بود و از ابوبکر وعمر روایت کرد. ( از الاصابه ابن حجر ج 5 قسم سوم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اینچنین تند که آن قلبشکن میآید سهمی از غمزهٔ او در دل من میآید
💡 سهمی حدود ۱۸ درصد هم با همین فرمول برای آذربایجان در نظر گرفته شده و در واقع ۶۴ درصد بستر دریا را این سه کشور میان خود تقسیم کردهاند.
💡 یک سطح فضایی است که از دوران یک سهمی به وجود می اید و کانون ان یک نقطه است.
💡 را در نظر میگیریم. برای رسم سهمی کافیست که رأس آن را پیدا کنیم.
💡 ماها هر کدوم اون تعداد انگشت شماری که در این سینما بودیم در واقع تاریخ سینما هستیم، هیچکس نمیتونه اسم ما رو پاک بکنه، چون در قلب یک یک این مردم نوشته شده اسامی ما و به هر صورت حق داریم که بگیم در این سینما سهمی داشتهایم
💡 مساحت زیر سطح سهمی بر اساس و رابطه مختصات دوبعدی قطبی بدست می آید. و چون در مختصات واحد مختصات سهمی2واحد بیشتر است به علاوه دو می کنیم