لغت نامه دهخدا
عبد ضخم. [ ع َ دِ ض َ ] ( اِخ ) قبیله ششم از عرب بادیه است و آنان بنو عبد ضخم بن ارم بن سام بن نوح اند. مسکن آنان طائف بود سپس نابود شدند. گویند آنان اولین کس اندکه بخط عربی نوشته اند. ( از صبح الاعشی ج 1 ص 314 ).
عبد ضخم. [ ع َ دِ ض َ ] ( اِخ ) قبیله ششم از عرب بادیه است و آنان بنو عبد ضخم بن ارم بن سام بن نوح اند. مسکن آنان طائف بود سپس نابود شدند. گویند آنان اولین کس اندکه بخط عربی نوشته اند. ( از صبح الاعشی ج 1 ص 314 ).
قبیله ششم از عرب بادیه است و آنان بنو عبد ضخم بن ارم بن سام بن نوح اند مسکن آنان طائ بود سپس نابود شدند گویند آنان اولین کس اند که بخط عربی نوشته اند
عَبْدِ ضَخْم
طایفه ای از قبایل عرب، از نسل ضَخْم بن اِرَم بن سام بن نوح. در طائف سکونت داشتند و از نخستین کسانی بودند که به خط عربی نوشتند. نسل آنان از میان رفته است.
💡 حجرالاسود اگر خال بحالش نکرد آوردسجده چو بر بار خدا عبد ذلیل
💡 ... ر پسر عبد چو شه بود، تو گفتی... ر دگران لشکر... ر پسر عبد
💡 قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: ما اءخلص عبد لله عزّوجلّ اربعين صباحا الاّجرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه. بحار / 70 / 242
💡 و چون اين اثر محبت بين عبد و حق است، حق سمع و بصر او مى گردد يعنى اين محبت الهىموجب آن مى شود كه حق سمع و بصر و يد ورجل عبد واقع شود.
💡 مؤ لف: اين روايت را صاحب غايه المرام هم از عبد الله بن احمد بنحنبل، از پدرش احمد، و او به سند خود از ام سلمهنقل كرده است.
💡 العبد الفانى السيد مهدى المرتضى اللنگرودى عبد الصاحب